شعر ایران

دلم این روزها کمی تنهاست

اشعاری از شاعران معاصر فرآوری: زهره سمیعی- بخش ادبیات تبیان. کامران فریدی: به یک مورد شادی نیازمندیم. ترجیحا پرنده داشته باشد برای تنهاییِِ سوت و کورمان. خبره باشد در امور مربوط به رفع دلتنگی. آشنا به عصر دلگیر جمعه‌ها. به غروب‌های دونفره‌ی آبان. به وقت گریه. به حجم درد. بیاید و در دفترِ دلِ ما، بی‌بها و اجاره اسباب بچیند. بیاید و کشتی‌هایمان را از غرق شدن نجات دهد. بیاید و بخندد. عادتمان بدهد به خنده. به یک مورد شادی بی‌منت نیازمندیم. بیاید که بماند. حتی اگر گاهی که با اشتیاق. زانوی غم را بغل کرده باشیم !. *. ستاره جوادزاده: دیوار چین اگر بریز

ادامه مطلب ...
در حسرت دیروز

شعرهایی از دکتر شفیعی کدکنی، قیصر امین پور و فریدون مشیری. فرآوری: زهره سمیعی- بخش ادبیات تبیان. سه شعر از دکتر شفیعی کدکنی:. به آغازِ جهان و به جوانسالیِ هستی. صدایی‌ست پُر از باغ و بهاران. پُر از جوی و پُر از صبح. پُر از نم‌نمِ باران. صدایی‌ست پُر از جذبه و اشراق. پُر از پرده عشاق. رها در همه آفاق. صدایی که مرا می‌بَرَد از خویش به مستی. به آغاز جهان و به جوانسالیِ هستی. صدایی‌ست،. صدایی‌ست. شیپورِ اطلسی‌ها. در روزگارِ عربده مرگ. در غربتی که هرچه ترانه‌ست. از مرگ می‌سراید و. نومید،. شیپورِ اطلسی‌ها. فریادِ زندگی‌ست. در انتظارِ رایتِ خورشید. ا

ادامه مطلب ...
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

اشعاری از شاعران معاصر ایرانی: کاظم بهمنی، رویا باقری، مهدیه لطیفی، لیلا کردبچه، آرش شفاعی. کاظم بهمنی: تو همانی که دلم لک زده لبخندش را. او که هرگز نتوان یافت همانندش را. منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد. غزل و عاطفه و روح هنرمندش را. از رقیبان کمین کرده عقب می ماند. هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را. مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر. هر که تعریف کند خواب خوشایندش را. مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد. مادرم تاب ندارد غم فرزندش را. عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو. به تو اصرار نکرده است فرایندش را. قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت. مشکل از

ادامه مطلب ...
عیبی نداره آتقی!

شعرهایی از سعید سلیمان پورو سعید بیابانکی از نظرتان می گذرد. آتقی. سعید سلیمان پور:. هی می‌گفتی که می‌رم از این ولایت آتقی. بار و بندیلتو بستی در نهایت آتقی. گفتیمت نرو، نکردی هیچ عنایت آتقی. پند ما باد هوا!. کردی زود شال و کُلا. حتی گوش به حرف کدخدا نکردی آتقی. رفتی پشت سرتَم نیگا نکردی آتقی. عید اومد، بهار اومد، هیچ خبری ازت نشد. گفتیم این غنچة دل وا می‌شه، عاقبت نشد. یه دو خط نامه هم از سوی تو مرحمت نشد. رفتی بی‌وفا شدی. بی‌خیال ما شدی. بی‌خیال رفقا، عیبی نداره آتقی!. کیلویی چنده وفا؟ عیبی نداره آتقی!. گفتیم اونجام که بری صُب تا غروب بیل می‌

ادامه مطلب ...
زخم‌هایی بر تن زمین

کیانوش خانمحمدی از شاعران کشورمان به مناسبت فرارسیدن هفته دفاع مقدس شعری نو سروده است. این شعر « زخم هایی بر تن زمین » نام دارد: از بچگی زخمی داشتم که چند سنگ ریزه را بلعیده بود. بر هر سنگ ریزه نام یکی از دوستانم را گذاشته بودم. ما بچه‌های شادی بودیم. که از انگشت‌های کوچکمان بولدوزرهایی بزرگ می‌ساختیم. از مشتی خاک، کوه هایی بلند. و از کاسه‌ای آب، دریاچه‌هایی عمیق. ما از هم نمی‌رنجیدیم. مثلا من به قلب دوستم شلیک می‌کردم. او بدون دلخوری می‌مرد. و آن قدر به من ایمان داشت. که با قلقلکی زنده می‌شد مبادا چشم‌هایم تر شود. با قلقلکی زنده می‌شد مبادا چش

ادامه مطلب ...
شعبده بازی می کنند مرگ و زندگی

چند شعر تازه از غلامحسین معتمدی. دکتر غلامحسین معتمدی،روانپزشک علاوه بر آنکه عضو بخش روانشناسی و روانپزشکی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است، در نواختن پیانو دستی چیره دارد و ذوق شعری او نیز قابل اعتناست. چند شعر از کتاب در دست انتشار او را بخوانید. شعبده بازان شعبده بازی می‌کنند. از دور دست. مرگ و زندگی. هر یک. با کلاهی در دست. خرگوشی. کبوتری. یا دسته گلی. عشقی. و گاه ستاره‌ای. آشکار می‌شود. هنگامی که زندگی. کلاهش را بر می‌دارد. و همه چیز ناپدید می‌شود. وقتی که مرگ. کلاهش را بر سر می‌گذارد. 12/6/1391. نارسیس وقتی که خم می‌شوی. بر برکه‌ی آرام. آی

ادامه مطلب ...
جرم کودکان چیست؟

یک رزمنده هشت سال دفاع مقدس و نویسنده کودکان و نوجوانان درمتنی شاعرانه با عنوان «بمیرد قلم که من مرده‌ام!»از وضعیت کودکان سوری ابراز نگرانی کرد. حسن احمدی، نویسنده کودکان و نوجوانان و رزمنده هشت سال دفاع مقدس ، ضمن انتقاد از فریبکاری غرب در ماجرای سوریه، از شرایط سخت و دشوار کودکان سوری در آستانه رویداد فاجعه‌بار جنگ علیه مردم این کشور ابراز نگرانی کرد. متن نویسنده رمان دفاع مقدسی و نوجوانانه «بازی‌ها و لحظه‌ها» به شرح زیر است:. امان از این آدم‌های!. نشسته اند. آرام. آرامش دارند. آرام و قرار هم؟!. سرنوشت یک ملت، باید به دست چه کسانی رقم بخور

ادامه مطلب ...
اگر مرا دوست نداشته باشی

اشعاری از شاعران معاصری : محمدعلی بهمنی، رسول یونان ، اکبر اکسیر، شمس لنگرودی و . . فرآوری: مهسا رضایی -بخش ادبیات تبیان. ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم- محمد علی بهمنی: ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم. خوش به حال من و دریا و غروب و خورشید. و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید. رشته ای جنس همان رشته که بر گردن توست. چه سروقت مرا هم به سر وعده کشید. به کف و ماسه که نایاب‌ترین مرجان ها. تپش تب‌زده نبض مرا می فهمید. آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد. مثل خورشید که خود را به دل من بخشید. ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم. هیچکس مثل تو و من به

ادامه مطلب ...
باز هم اول مهر آمده بود

باز هم اول مهر آمده بود/ و معلم آرام/ اسم‌ها را می‌خواند/ اصغر پورحسین!/ پاسخ آمد: حاضر/ قاسم هاشمیان!/ پاسخ آمد: حاضر/ اکبر لیلازاد. قیصر امین پور اگر چه در مورد شعر کودکان هم ید طولایی دارد اما وقتی قرار باشد در مورد شعر انقلاب و دفاع مقدس صحبت کنیم بی‌انصافی است نامی از قیصر امین‌پور، سید حسن حسینی و سلمان هراتی برده نشود. سه دوستی که طاقت پیری را نداشتند و هر سه دار فانی را وداع گفتند. قیصر امین پور در میان همه اشعارش شعری دارد که می‌توان آن را بی بدیل در جامعه هنری دانست چرا که شاید بتوان گفت تنها شاعری که توانست به زیبایی شعری بسراید که

ادامه مطلب ...
سلام كشور من! ای وطن! طلوع امید!

اشعاری از شاعران انقلابی: محمد کاظم کاظمی، معین اصغری، غلامرضا بکتاش، محمدمهدی سیار و ندا هدایتی فرد. مپرس مقصد ما را، مجالِ گفتن نیست. محمدکاظم کاظمی. بیار باره که امشب سوار خواهم شد. به دور دستِ گمان رهسپار خواهم شد. بیار باره که باید ز جان گسسته رویم. عنان مبند، که باید عنان گسسته رویم. بسوز بستر ما را که وقتِ خفتن نیست. مپرس مقصد ما را، مجالِ گفتن نیست. ببین به جاده ی رنج آورِ رفاقت سوز. ببین به جاده ی تابوت سازِ طاقت سوز. ببین مصیبت این راه کاروان کُش را. مزن صلای سفر، خفتگان سرخوش را. بسوز بستر ما را که وقت خفتن نیست. مپرس مقصد ما را، مجا

ادامه مطلب ...
خیلی خسته‌ام

اشعاری از شفیعی کدکنی، سیدعلی صالحی، قیصر امین پور و حسین منزوی. قصه خورشید و گل/ شفیعی کدکنی( دفتر شعر زمزمه ها) مردم از درد و به گوش توفغانم نرسید. جان ز کف رفت و به لب راز نهانم نرسید. گرچه افروختم و سوختم و دود شدم. شکوه از دست تو هرگز به زبانم نرسید. به امید تو چو آیینه نشستم همه عمر. گرد راه تو به چشم نگرانم نرسید. غنچه ای بودم و پر پر شدم از باد بهار. شادم از بخت که فرصت به خزانم نرسید. من از پای در افتاده به وصلت چه رسم. که به دامان تو این اشک روانم نرسید. آه ! آن روز که دادم به تو آیینه دل. از تو این سنگ دلی ها به گمانم نرسید. عشق پاک

ادامه مطلب ...
شعری منتشر نشده از امام خمینی(ره)

شعری منتشر نشده از امام خمینی (ره) در قالب مسمط در نسخه‌ای قدیمی یافت شد که در کتاب خاندان امام خمینی(ره) منتشر خواهد شد. بخش ادبیات تبیان. محمدجواد مرادی‌نیا محقق و پژوهشگر تاریخ در گفت‌وگویی ، از دست‌یابی به شعری منتشر نشده از امام خمینی (ره) خبر داد و گفت: در جریان پژوهش‌های تاریخی خود به شعری منتشر نشده از امام خمینی (ره) دست یافتم که در سال 1304 شمسی سروده شده است. این شعر در مدح امام زمان (عج) و در قالب مسمط بوده و امام خمینی (ره) آن را در زمانی سروده است که در حجره‌های مدرسه فیضیه اقامت داشته و 23 سال از عمرش بیشتر سپری نشده بود. مرادی

ادامه مطلب ...
مهربانترین زخمهای بی نظیرم تو بودی!

اشعاری از شاعران معاصر کشورمان، شاعرانی چون: حمیدرضا اکبری، علیرضا سپاهی لائین، رسول یونان، محمدرضا ترکی ، قیصر امین پور، رسول پیره، رویا شاه حسین زاده و صادق رحمانی. فرآوری: مهسا رضایی -بخش ادبیات تبیان. رختخواب همین تکان خوردن نیست- حمید رضا اکبری اذان را نمی شنوم. صبح صدایش را بلعیده شاید !. قامت راست نمی کنیم. می شود نمازی با اذانش مگر خوانده نشود ؟!. اما کودکان اسپند دود کن. بی چار راه هم دود می شوند. احمق شده ایم. نمی بینید !. عکسهایمان را بی لبخند قاب می گیریم. موسیقی را بی گوش می شنویم. برای خوراک هم دوست داریم دهانی نباشد. تا خورده می

ادامه مطلب ...
و غزه ... آه غزه...

این روزها شاعران کشورمان هم در واکنش به جنایات اسرائیل در غزه اشعاری سرودند که در ادامه برخی از آنها را می آوریم . فرآوری: رضایی -بخش ادبیات تبیان. جلیل صفربیگی: و غزه . آه غزه. خاورمیانه‌ی همه مان به هم خورده. جابه جا. ترور ایست و بازرسی گذاشته‌اند. بغداد و بیداد از عراق. قاهره ابوالهول کرده. دمشق سوریه‌هایش می‌سوزد. و غزه. آه غزه. خاورمیانه‌ی همه مان به هم خورده. دموکراستی این حرف‌ها یعنی چی؟. حمید شکارسری: درشت‌ترین تیتر روزنامه‌ها/ درشت‌تر از اخبار غزه. از این همه «دیگه چه خبر؟» خسته نیستم. از این خسته‌ام که خبر تازه‌ای نیست. حتی سر متل

ادامه مطلب ...
من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را

اشعاری از شیخ فخرالّدین ابراهیم ( عراقی)، ابوالنجم احمد بن قوص بن احمد دامغانی (منوچهری)، کمال‌الدین‌ بافقی‌ (وحشی) و سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی (سیف فرغانی). فرآوری: زهره سمیعی- بخش ادبیات تبیان. شیخ فخرالّدین ابراهیم ( عراقی) :. ای مرا یک بارگی از خویشتن کرده جدا. گر بدآن شادی که دور از تو بمیرم مرحبا. دل ز غم رنجور و تو فارغ ازو وز حال ما. بازپرس آخر که: چون شد حال آن بیمار ما؟. شب خیالت گفت با جانم که: چون شد حال دل؟. نعره زد جانم که: ای مسکین، بقا بادا تو را. دوستان را زار کشتی ز آرزوی روی خود. در طریق دوستی آخر کجا باشد روا؟. بود

ادامه مطلب ...
تمام دلم از آنِ توست

اشعاری از شاعران معاصر: رضا بروسان، ایمان سمرقندی، سعید چرخچی و کیانوش خانمحمدی. فرآوری: زهره سمیعی- بخش ادبیات تبیان. ایمان سمرقندی: دلم را که مرور می کنم؛. تمام آن. از آن ِ توست. نقطه ای،. از آن ِ خودم. بر آن نقطه هم. میخ می کوبم و. قابِ عکسِ تو را. می آویزم. *. رضا بروسان: حرف که می زنی انگار. سوسنی در صدایت راه می رود. حرف بزن. می خواهم صدایت را بشنوم. تو باغبان صدایت بودی. و خنده ات دسته کبوتران سفیدی. که به یکباره پرواز می کنند. تو را دوست دارم. چون صدای اذان در سپیده دم. چون راهی که به خواب منتهی می شود. تو را دوست دارم. چون آخرین بسته

ادامه مطلب ...
دلی دیرم خریدار محبت

چند دوبیتی از باباطاهر و چند رباعی از سنایی و بابا افضل کاشانی. فرآوری:زهره سمیعی- بخش ادبیات تبیان. دوبیتی هایی از باباطاهر: زدست دیده و دل هر دو فریاد. که هر چه دیده بیند دل کند یاد. بسازم خنجری نیشش ز فولاد. زنم بر دیده تا دل گردد آزاد. *. غم عشقت بیابان پرورم کرد. فراقت مرغ بی‌بال و پرم کرد. بمو واجی صبوری کن صبوری. صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد. *. لاله کاران دگر لاله مکارید. باغبانان دو دست از گل بدارید. اگر عهد گلان این بو که دیدم. بیخ گل بر کنید و خار بکارید. *. کز او گرم است بازار محبت. لباسی دوختم بر قامت دل. زپود محنت و تار محبت. چند ر

ادامه مطلب ...
دویدنِ بی‌پایان تا کی؟

اشعاری از شاعران معاصر: سیدعلی صالحی، احمدرضا احمدی، اکبر اکسیر، رسول یونان، آرش شفاعی و سارا محمدی اردهالی. فرآوری: زهره سمیعی- بخش ادبیات تبیان. سید علی صالحی: دویدنِ بی‌پایانِ یکی نقطه بر قوسِ دایره. تا کی؟. باز باید بیدار شوم، بشنوم، ببینم، باور کنم. باز باید برای ادامه‌ی بی‌دلیلِ دانایی. تمرینِ استعاره کنم. همه برای رسیدن به همین دایره. از پیِ دایره می‌دوند. هی نقطه‌ی مجهول!. مرارتِ مسخره!. مضمونِ بی‌دلیل!. تا کی؟. میز کارم غبار گرفته است. رَخت‌های روی هم ریخته را نَشُسته‌ام. رویاهای بی‌موردِ آب و ماه و ستاره به جایی نمی‌رسند،. شب همان شب

ادامه مطلب ...
عشق بود و جبهه بود و جنگ بود

چند شعر از شاعران معاصر کشورمان با موضوع دفاع مقدس. فرآوری: زهره سمیعی- بخش ادبیات تبیان. افشین مقدم: عشق بود و جبهه بود و جنگ بود. عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود. هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد. مادری فرزند خود را هدیه کرد. در شبی که اشکمان چون رود شد. یک نفر از بین ما مفقود شد. آنکه که سر دارد به سامان می رسد. آنکه که جان دارد به جانان می رسد. دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت. بی سر و جان تا لقاءالله رفت. زندگیمان در مسیر تیر بود. خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود. آنکه خود را مرد میدان فرض کرد. آمد از این نقطه طی الارض کرد. هر که گِرد شعله چون پروانه است.

ادامه مطلب ...
یار مــا رَخـتِ عــافیـت پـوشیـد

سیاوش امیری از شعرای خوش ذوق جامعه ادبی به مناسبت مرخص شدن رهبر معظم انقلاب اسلامی قطعه شعری سروده است. بخش ادبیات تبیان. عاشقان مژده چشمتان روشن. بـر سَریرش نشست، جـان مـا. کــوری چـشـم اَحـولِ دشـمـن. پُرنشاط و سلامت و سرخوش. خنـده بر لب به خــانـه بـاز آمـد. تـا کـه بـِزدایَـد او غـــم و انـدوه. نـغـمـه خوان و تــرانـه ساز آمد. سـیّـد و پـیــــر راهِ مــــا ایـنـک. عـاشقـان را بخوان بـه دیـدارت. بهرشان سفره‌ی سخن بُگشا. با کـرامـت بـه لطـفِ سرشـارت. درد دل‌های عاشق و معشوق. چـه دل انگـیــز و باصـفــا باشد. خاصه آن لحـظـه‌های نـورانـی. پُـر

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه