مطالب طنز

خنده دارترین واژگان مصوب فرهنگستان لغت پارسی

سال‌هاست که در مقابل ورود کلمات و اصطلاحات بیگانه به زبان فارسی، فرهنگستان زبان و ادب فارسی درصدد است تا کلماتی و واژ‌ه‌هایی را به عنوان معادل کلمات خارجی، مصوب و اعلام کند. این رویه اگرچه با نیت حفظ و صیانت از زبان فارسی شکل می‌گیرد اما در بسیاری از موارد نتیجه بخش نیست و معادل‌های انتخابی، جایی در فرهنگ زبان رسمی و محاوره‌ای مردم پیدا نمی‌کند. برخی از معادل‌های تولید شده در فرهنگستان برای مردم که کاربران زبان فارسی در اقشار مختلف به شمار می‌آیند، منطقی به نظر نمی‌رسند. حتی برخی از این معادل‌ها، عموم مردم را به خنده می‌اندازد. تا جایی که سا

ادامه مطلب ...
تمایل آریایی ها به چسبوندن از پشت !

بزرگمهر حسین پور نوشت: ینی ما ایرونی های آریایی (ایرانی هم نه…ایرونی)، تمایل عجیبی به چسبوندن از پشت داریم. همه مون که خاطرات بچگی زیادی داریم و سرشار از چسبوندن های زیاده. مثلا اگه یادتون باشه تو مدرسه یه کاغذ میچسبوندیم پشت یکی و روش می نوشتیم این خر به فروش میرسد!- یا مثلا از پشت به هم مشت میزدیم، یا آب می پاشیدیم و در می رفتیم و قارت قارت می خندیدیم. یا تو مکالمات و محاوراتمون همش داریم که مثلن رفیق باید پشت رفیقش واسته…یا پشتم و داشته باش…یا اگر کسی پشت به رفیقش کنه نامرده!. حالا اینا رو گفتم و تلنگر به «پشت» خاطراتتون زدم که بگم تو رانن

ادامه مطلب ...
سخنان ماندگار فامیل دور در کلاه قرمزی

۱- من دستم بنده، پنج دقیقه احترام خودتو نگه دار!. ۲- یه وقتایی حسش نیست غصه بخوری، غصه رسما تورو می‌خوره!. ۳- بیشترین شکست هایی که تو زندگیم خوردم بخاطر دروغهایی بود که باید میگفتم و نگفتم!. ۴- شانس یکبار در خونه آدم رو میزنه، بدشانسی دستش رو از رو زنگ بر نمیداره، بدبختی هم که کلا ��لید داره !. ۵- وقتی توی یک رابطه دچار احساسات شدید شدی، بدون خودت نیستی، خر درونته!. ۶- انقدر الکی خندیدم که وقتی ناراحتم کسی جدیم نمیگیره!. ۷- آقای مجری ما بی تربیت نیستیم، تربیت داریم منتها صلاح نمیدونیم ازش استفاده کنیم!. ۸- بعضی ها اینقدر قشنگ دروغ میگن، آدم حیفش

ادامه مطلب ...
الکی مثلا….

دوستان گرامی مدتیه که باز جوکهایی رایج شده که همه چی رو به شوخی می گیرن و آخرش می نویسن الکی مثلا فلان… این عادت زشت ما ایرانیاست که همه چی رو به شوخی می گیریم و مسخره می کنیم که واقعا خسته کننده شده…. الکی مثلا من خیلی حالیمه :)). هرکدوم از کاربرا بهترین "الکی مثلا. " که شنیدن رو توی کامنت ها بنویسن. هر کاربر دوتا کامنت بزاره.

ادامه مطلب ...
صبر…

کره ای: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه عشقت عذاب آور نیست. آمریکایی: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه ساندویچ گرم عذاب آور نیست. یونانی: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه دسته چک عذاب آور نیست. انگلیسی: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه مهمونی بزرگ عذاب آورر نیست. برزیلی: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه مسابقه فوتبال عذاب آور نیست. ایرانی: انگار شما تا حالا با dialup کار نکردید!!!.

ادامه مطلب ...
آزمایش کردن سه داماد

زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند. یک روز تصمیم گرفت میزان علاقه ای که دامادهایش به او دارند را ارزیابی کند. یکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم می زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت. دامادش فوراً شیرجه رفت توی آب و او را نجات داد. فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠۶ نو جلوی پارکینگ خانه داماد بود و روی شیشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت». زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توی آب و جان زن را نجات داد. داماد دوم هم فردای آن روز یک ماش

ادامه مطلب ...
مستراح ایزو!

بار اولی که رفته بودم تو دفتر مدیر کارخونمون٬ پیش خودم گفتم اینجا حتما توالتش از توالتای کارگری کارخونه تمیزتره. بد نیست تا اینجا که اومدم یه حالی هم به مستراح جناب مدیر بدم. بعد از اینکه آقای مدیر کارش را به من گفت. سریع رفتم سمت توالت کذایی. روی در توالت با خطی خوش نوشته شده بود: "النظافه من الایمان". در را باز کردم. روبروم با همان خط نوشته شده بود: "در را آرام ببندید". برگشتم درو آروم ببندم٬ دیدم پشت در نوشته: "هواکش را روشن کنید". کمی پایین تر نوشته بود: "در را قفل کنید". بعد از این جمله بلافاصله یه فلش میرفت به سمت شاسی قفل و دو تا فلش

ادامه مطلب ...
سیانور میخوام

خانمی وارد داروخانه می‌شه و به دکتر داروساز می‌گه که به سیانور احتیاج داره!. داروسازه می‌گه واسه چی سیانور می‌‌خوای؟ خانمه توضیح می‌ده که لازمه شوهرش را. مسموم کنه. چشم‌های داروسازه چهارتا می‌شه و می گه: خدا رحم کنه، خانوم من نمی‌تونم به شما. سیانور بدم که برید و شوهرتان را بکُشید! این بر خلاف قوانینه! من مجوز کارم را. از دست خواهم داد…. هر دوی ما را زندانی خواهند کرد و دیگه بدتر از این نمی. شه! نه خانوم، نـــه! شما حق ندارید سیانور داشته باشید و حداقل من به شما. سیانور نخواهم داد. بعد از این حرف خانمه دستش رو می بره داخل کیفش و از اون یه عکس

ادامه مطلب ...
چهارشنبه سوری

مدیر مدرسه (خطاب به دو دانش آموز ) : خُب ! حالا من با شما دو تا چیکار کنم؟ مگه صد بار سرِ صف، توی کلاس، بهتون نگفتم با خودتون از این چیزا نیارین؟ گفتم یا نگفتم، هان؟!. دانش آموز اوّل : آقا به خدا این ترقّه ها مال ما نیست !. مدیر مدرسه : پس توی کیف تو چیکار می کرد؟!. دانش آموز دوّم : آقا به خدا بچّه ها یواشکی گذاشتن توی کیف ما !!!. مدیر مدرسه : ترقّه ی بسته ای شیشصد تومن، اونم این همه، بچّه ها مفتی میارن میذارن توی کیف شماها؟!!!. دانش آموز دوّم : آقا اجازه؟! اونا بسته ای چهارصد تومنه ! اونایی که شیشصد تومنه، ۵۰ تا توشه !!!. چهارشنبه سوری – نویسن

ادامه مطلب ...
مصاحبه برای استخدام

مصاحبه کننده : در هواپیمائی ۵۰۰ عدد آجر داریم، ۱ عدد آنها را از هواپیما به بیرون پرتاب میکنیم. الان چند عدد آجر داریم ؟. متقاضی : ۴۹۹ عدد !. مصاحبه کننده : سه مرحله قرار دادن یک فیل داخل یخچال را شرح دهید. متقاضی : مرحله اول: در یخچالو باز میکنیم – مرحله دوم: فیلو میذاریم تو یخچال – مرحله سوم: در یخچالو میبندیم !!. مصاحبه کننده : حالا چهار مرحله قرار دادن یک گوزن در یخچال را توضیحدهید !. متقاضی : مرحله اول: در یخچالو باز میکنیم – مرحله دوم: فیلو از تو یخچال در میاریم – مرحله سوم: گوزنو میذاریم تو یخچال – مرحله چهارم: در یخچالو میبندیم !!. مصاح

ادامه مطلب ...
دختری مست و ملنگ

دید مجنون دختری مست و ملنگ. در خیابان با جوانانی مشنگ. خوب دقت کرد در سیمای او. دید آن دختر بُود لیلای او. با دلی پردرد گفتا این چنین. حرف ها دارم بیا (پیشم بشین). من شنیدم تازگی چت می کنی. با جوانی اهل تربت می کنی. نامه های عاشقانه می دهی. با ایمیل از ( توی) خانه می دهی. عصرها اطراف میدان ونک. می پلاسی با جوانان ونک. موی صاف خود مجعد می کنی. با رپی ها رفت و آمد می کنی. بینی خود را نمودی چون مویز. جای لطفاً نیز می گویی (پلیز). خرمن مو را چرا آتش زدی؟. زیر ابرو را چرا آتش زدی؟. چشم قیس عامری روشن شده. دختری چون تو مثال زن شده. دامن چین چین گلدار

ادامه مطلب ...
من اگه فوتبالیست می‌شدم

امیر علی‌نژاد. من اگه فوتبالیست می‌شدم/ طنز. من اگه فوتبالیست می‌شدم هرکی ازم انتقاد می‌کرد دهنشو کاهگل، ایزوگام، قیرگونی؛ دیگه انتخاب با خودش بود. ۱- من اگه فوتبالیست می‌شدم از اونایی می‌شدم که دو میلیارد می‌گیرن تو تیم محبوب بچگی‌شون بازی کنن. ۲- من اگه فوتبالیست می‌شدم یا می‌رفتم اروپا یا می‌رفتم تبریز که به اروپا نزدیک‌تره. ۳- من اگه فوتبالیست می‌شدم، می‌شدم عین مهدوی‌کیا. یه رفیق هم دارم اگه فوتبالیست می‌شد، می‌شد مث یحیی. این شد که فوتبالیست نشدیم. ۴- من اگه فوتبالیست می‌شدم می‌رفتم استقلال. کری‌خوندن با یه دست راحت‌تره. (اشاره به نشان

ادامه مطلب ...
احمدی خوشگلم با کاروانش می‌رود!

روزنامه قانون: مهرم، ماهم، نفسم، امیدم، جانم، مالم، بالم، حالم، عالم، عطفم، کتفم، دستم، هستم، گر بروی نیستم … ای زیبای خفته، سیندرلا، عمو پورنگ و امیرمحمد، خاله شادونه، یکی یه دونه، گل گلخونه، گل هر خونه، بشین و پاشو، با صدای چی … محمودم، نبودم، کبودم، عمودم، اصن یه وعضی! … ای نمونه دو عالم، سوسن‌ام، سنبل‌ام، نگارم، رستم پاشایم! من به چشم خویشتن دیدم که جانش می‌رود… احمدی خوشگلم با کاروانش می‌رود… عزیزم، بگو می‌گردی، بگو برمی‌گردی، اگه برنگردی، وای وای وای وای…. مرا چه به مسافرکشی وقتی بهانه‌ام از این کار طاقت‌فرسا تو بودی. مرا چه به کلاچ، مرا

ادامه مطلب ...
زن و شوهر در رستوران

یه خانومی واسه تولد شوهرش پیشنهاد داد که برن یه رستوران خیلی شیک …. وقتی رسیدن به رستوران , دربون رستوران گفت: سلام بهروز جان … حالت چطوره ؟؟؟. زنه یه کم غافلگیر شد و به شوهره گفت : بهروز , تو قبلا اینجا بودی ؟؟. شوهر: نه بابا این یارو رو توی باشگاه دیده بودم …. وقتی نشستن , گارسون اومد و گفت : همون همیشگی رو بیارم ؟؟؟. زنه یه مقدار ناراحت شد و گفت : این از کجا میدونه تو چی میخوری ؟؟؟. شوهر : اینم توی همون باشگاه بود یه بار وقت خوردن غذا منو دید …. خواننده رستوران از پشت بلندگو گفت : سلام بهروز جان … آهنگ مورد علاقتو میخونم برات …. زنه دیگه عصب

ادامه مطلب ...
سه زن در بهشت

سه تا زن توی تصادفی کشته شدن و سه تاشون رفتن بهشت!. دمِ درِ بهشت مامور نگهبان گفت:. شما آزادید هر کاری بکنید ، تنها قانون اینجا اینه که : روی اردک ها پا نذارین!. زنها قبول کردن و رفتن توی بهشت. خیلی زیبا و سرسبز بود ولی همه جا پر از اردک بود!. همونجا اولین زن پاش رفت روی یه اردک و ازدک له شد…. مامور نگهبان همون لحظه همراه با یه مرد خیلی بدقیافه اومد و گفت :. تو قانون رو نقض کردی و برای تنبیهت باید تا. ابد با این مرد بمونی …. فردا اون روز ، زن دوم پاش رفت روی اردک و مامور نگهبان سریع اومد و همراهش یه مرد زشت دیگه بود و گفت :. توام قانون رو نقض ک

ادامه مطلب ...
سوالات پسرک سوئدی درباره ی ورزش بانوان

یکی از چیزهایی که این طرفها به وفور یافت می شود، بچه‌های کم سن و سالی هستند که متولد و مقیم خارج از ایرانند، به ظاهر ایرانی اند، اما هیچ شباهتی به ایران و ایرانی ندارند. بسیاری از آنها حتی زبان فارسی را هم بلد نیستند و برخی از آنان که می توانند دست و پا شکسته منظورشان را برسانند، چیز زیادی از ایران نمی دانند. چند وقت پیش به همراه دوستی که خیلی برای مترقی نشان دادن سیمای جمهوری اسلامی احساس وظیفه می‌کند، منزل یکی از دوستان بودیم که یک فرزند ۱۶ ساله داشت با همان تفاسیری که ذکر شد. گویا این هموطن ۱۶ ساله به دیدن یکی از مسابقات ورزشی در سوئد رفته

ادامه مطلب ...
ماجرای زن لخت و مرد نابینا

یه روز یه خانوم حاجی بازاری خونه ش رو مرتب کرده بود و دیگه می خواست بره حمام که ترگل ورگل بشه برای حاج آقاش. تازه لباس هاش رو در آورده بود و می خواست آب بریزه رو سرش که شنید زنگ در خونه رو می زنند. تند و سریع لباسش رو می پوشه و می ره دم در و می بینه که حاجی براش توسط یکی از شاگردهاش میوه فرستاده بوده. دوباره میره تو حمام و روز از نو روزی از نو که می بینه باز زنگ در رو زدند. باز لباس می پوشه می ره دم در و می بینه اینبار پستچی اومده و نامه آورده. بار سوم که می ره تو حمام، دستش رو که روی دوش می ذاره ، باز صدای زنگ در رو می شنوه. از پنجره ی ح

ادامه مطلب ...
واکنش اساتید دانشگاه‎ !

تعدادی استاد دانشگاه رو دعوت کردن به فرودگاه و اونا رو توی یک هواپیما. نشوندن و وقتی درهای هواپیما رو بستن از بلندگو بهشون اعلام کردن که:. "این هواپیما ساخت دانشجوهای شماست . !". وقتی اساتید محترم این خبرو شنیدن همه از دم اقدام به فرار کردن!. همه رفتن به سمت در خروجی جز یه استاد که خیلی ریلکس نشسته بود . !. پرسیدن : چرا نشستی؟ نگو که نمی ترسی!!. استاد با خونسردی گفت :. اگه این هواپیما ساخت دانشجوهای منه . عمرا پرواز بکنه . تـــــــــــــــــازه اگـــه روشن بشه. نتیجه پژوهشی + اخلاقی: خودباوری مهمه اما حقایق رو هم نمیشه نادیده گرفت !.

ادامه مطلب ...
شباهت های ازدواج و آمپول زدن !

احسان پیربرناش در روزنامه قانون نوشت:. معاون وزیر جوانان در گفت‌وگو با قانون از بی‌میلی جوانان به امر خطیر ازدواج خبر داد و از آن به‌عنوان بحران جدی دهه نود یاد کرد. هرچند ما پیش از این یکبار ازدواج کرده‌ایم و تمایلی برای تکرار آن نداریم اما گاهی همه چیز به میل آدمی پیش نمی‌رود. بحران است، می‌فهمید؟ نمی‌توان همینطور دست روی دست گذاشت و شاهد نابودی مملکت بود. چطور در بحران آب ما می‌توانیم کمک کنیم، در بحران ازدواج نمی‌توانیم؟ اگر تنها ۱۰ درصد از اصراری که برای مشارکت در انصراف از یارانه وجود دارد برای ریشه‌کن کردن بحران بی‌میلی در ازدواج وجود

ادامه مطلب ...
برخورد یک زن و شوهر با ماموران !

زن و مرد از راهی می رفتند، ماموران آنها را دیدند وآنها را خواستند!. پرسیدند شما چه نسبتی با هم دارید؟. زن و مرد جواب دادند زن و شوهریم. ماموران مدرک خواستند،. زن و مرد گفتند نداریم !. ماموران گفتند چگونه باور کنیم که شما زن و شوهرید ؟!. زن و مرد گفتند برای ثابت کردن این امرنشانه های فراوانی داریم … !. اول اینکه آن افرادی که شما می گویید دست در دست هم می روند،. ما دستهایمان از هم جداست!. دوم، آنها هنگام راه رفتن و صحبت کردن به هم نگاه می کنند،. ما رویمان به طرف دیگریست!. سوم آنکه آنها هنگام صحبت کردن و راه رفتن،با هم با احساس حرف می زنند،. ما اح

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه